تبليغاتX
نیروانا - آفرینش
اگر اعتقادات برای شما تغییر ناپذیر باشد ،یک بی اعتقاد هستید.
اول از دوستان خوبم بابت نظراتشون تشکر میکنم.برای شروع مجدد بد نبود.(برای خودم)
سعی میکنم تا جایی که امکان دارد مطالب را خلاصه،مفید و با ترتیب بیاورم به همین خاطر با آفرینش شروع میکنم.ابتدا بگویم که به علت وسعت مطالب شما میتوانیید قسمت های زرد رنگ را نخوانید.آنها را جهت روشن شدن بیشتر، از مرجع و منبع اصلی نقل میکنم.پیشنهاد میکنم آنها را ذخیره و بعدا بخوانید. در ضمن این مطالب نتیجه تحقیق شخصی خودم است.استفاده از مطالب آن با یا بدون ذکر منبع مجاز است.
در آفرینش انسان تقریبا ادیان ابراهیمی با هم به توافق رسیده اند.آدم و حوا ،گناه اولیه ،وباقی ماجرا. البته در جزئیات اختلافاتی دارند که نسبت به موضوع کلی قابل گذشت هستند.البته این اختلافات در تفاوت نیست ، بلکه در این است که بعضی چیزها را گفته اند و بعضی را نگفته اند.مراجع اصلی در بحث آفرینش ،کتب مقدس (!) است.آفرینش کلی بحث جدایی دارد(انشاءالله بعدأ) ما مستقیمأ سراغ انسان میرویم.

کتاب پیدایش باب دوم آیه 7 به بعد

7  خداوند  خدا پس‌ آدم‌ را از خاك‌ زمین‌ بسرشت‌ و در بینی‌ وی‌ روح‌ حیات‌ دمید، و آدم‌ نَفْس‌ زنده‌ شد.  8  و  خداوند  خدا باغی‌ در عدن‌ بطرف‌ مشرق‌ غَرْس‌ نمود و آن‌ آدم‌ را كه‌ سرشته‌ بود، در آنجا گذاشت‌.  9  و  خداوند  خدا هر درخت‌ خوشنما و خوش‌خوراك‌ را از زمین‌ رویانید، و درخت‌ حیات‌ را در وسط باغ‌ و درخت‌ معرفت‌ نیك‌ و بد را.  10  و نهری‌ از عدن‌ بیرون‌ آمد تا باغ‌ را سیراب‌ كند، و از آنجا منقسم‌ گشته‌، چهار شعبه‌ شد. 11 نام‌ اول‌ فیشون‌ است‌ كه‌ تمام‌ زمین‌ حویله‌ را كه‌ در آنجا طلاست‌، احاطه‌ می‌كند.  12  و طلای‌ آن‌ زمین‌ نیكوست‌ و در آنجا مروارید و سنگ‌ جَزَع‌ است‌.  13  و نام‌ نهر دوم‌ جیحون‌ كه‌ تمام‌ زمین‌ كوش‌ را احاطه‌ می‌كند.  14  و نام‌ نهر سوم‌ حدَّقل‌ كه‌ بطرف‌ شرقی‌ آشور جاری‌ است‌. و نهر چهارم‌ فرات‌.15  پس‌  خداوند  خدا آدم‌ را گرفت‌ و او را در باغ‌ عدن‌ گذاشت‌ تا كار آن‌ را بكند و آن‌ را محافظت‌ نماید.  16  و  خداوند  خدا آدم‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «از همه درختان‌ باغ‌ بی‌ممانعت ‌بخور،  17  اما از درخت‌ معرفت‌ نیك‌ و بد زنهار نخوری‌، زیرا روزی‌ كه‌ از آن‌ خوردی‌، هرآینه‌ خواهی‌ مرد.»  18  و  خداوند  خدا گفت‌: «خوب‌ نیست‌ كه‌ آدم‌ تنها باشد. پس‌ برایش‌ معاونی‌ موافق‌ وی‌ بسازم‌.»  19  و  خداوند  خدا هر حیوان‌ صحرا و هر پرنده‌ آسمان‌ را از زمین‌ سرشت‌ و نزد آدم‌ آورد تا ببیند كه‌ چه‌ نام‌ خواهد نهاد و آنچه‌ آدم‌ هر ذی‌حیات‌ را خواند، همان‌ نام‌ او شد. 20 پس‌ آدم‌ همه‌ بهایم‌ و پرندگان‌ آسمان‌ و همه‌ حیوانات‌ صحرا را نام‌ نهاد. لیكن‌ برای‌ آدم‌ معاونی‌ موافق‌ وی‌ یافت‌ نشد.21  و  خداوند  خدا، خوابی‌ گران‌ بر آدم‌ مستولی‌ گردانید تا بخفت‌، و یكی‌ از دنده‌هایش‌ را گرفت‌ و گوشت‌ در جایش‌ پر كرد.  22  و  خداوند خدا آن‌ دنده‌ را كه‌ از آدم‌ گرفته‌ بود، زنی‌ بنا كرد و وی‌ را به‌ نزد آدم‌ آورد.  23  و آدم‌ گفت‌: «همانا اینست‌ استخوانی‌ از استخوانهایم‌ و گوشتی‌ از گوشتم‌، از این‌ سبب‌ "نسا" نامیده‌ شود زیرا كه‌ از انسان‌ گرفته‌ شد.»  24  از این‌ سبب‌ مرد پدر و مادر خود را ترك‌ كرده‌، با زن‌ خویش‌ خواهد پیوست‌ و یك‌ تن‌ خواهند بود.  25  و آدم‌ و زنش‌ هر دو برهنه‌ بودند و خجلت‌ نداشتند.

کتاب پیدایش باب دوم

گناه‌ آدم‌ و حوا
   و مار از همه‌ حیوانات‌ صحرا كه‌  خداوند خدا ساخته‌ بود، هُشیارتر بود. و به‌ زن‌ گفت‌: «آیا خدا حقیقتاً گفته‌ است‌ كه‌ از همه‌ درختان‌ باغ‌ نخورید؟»  2  زن‌ به‌ مار گفت‌: «از میوه‌ درختان‌ باغ‌ می‌خوریم‌، 3  لكن‌ از میوه‌ درختی‌ كه‌در وسط باغ‌ است‌، خدا گفت‌ از آن‌ مخورید و آن‌ را لمس‌ مكنید، مبادا بمیرید.»  4  مار به‌ زن‌ گفت‌: «هر آینه‌ نخواهید مرد،  5  بلكه‌ خدا می‌داند در روزی‌ كه‌ از آن‌ بخورید، چشمان‌ شما باز شود و مانند خدا عارف‌ نیك‌ و بد خواهید بود.»  6  و چون‌ زن‌ دید كه‌ آن‌ درخت‌ برای‌ خوراك‌ نیكوست‌ و بنظر خوشنما و درختی‌ دلپذیر و دانش‌افزا، پس‌ از میوه‌اش‌ گرفته‌، بخورد و به‌ شوهر خود نیز داد و او خورد.  7  آنگاه‌ چشمان‌ هر دوِ ایشان‌ باز شد و فهمیدند كه‌ عریانند. پس‌ برگهای‌ انجیر به‌ هم‌ دوخته‌، سترها برای‌ خویشتن‌ ساختند.8  و آواز  خداوند  خدا را شنیدند كه‌ در هنگام‌ وزیدن‌ نسیم‌ نهار در باغ‌ می‌خرامید، و آدم‌ و زنش‌ خویشتن‌ را از حضور  خداوند  خدا در میان‌ درختان‌ باغ‌ پنهان‌ كردند.  9  و  خداوند  خدا آدم‌ را ندا در داد و گفت‌: «كجا هستی‌؟»  10  گفت‌: «چون‌ آوازت‌ را در باغ‌ شنیدم‌، ترسان‌ گشتم‌، زیرا كه‌ عریانم‌. پس‌ خود را پنهان‌ كردم‌.»  11  گفت‌: «كه‌ تو را آگاهانید كه‌ عریانی‌؟ آیا از آن‌ درختی‌ كه‌ تو را قدغن‌ كردم‌ كه‌ از آن‌ نخوری‌، خوردی‌؟»  12  آدم‌ گفت‌: «این‌ زنی‌ كه‌ قرین‌ من‌ ساختی‌، وی‌ از میوه‌ درخت‌ به‌ من‌ داد كه‌ خوردم‌.»  13  پس‌  خداوند خدا به‌ زن‌ گفت‌: «این‌ چه‌ كار است‌ كه‌ كردی‌؟» زن‌ گفت‌: «مار مرا اغوا نمود كه‌ خوردم‌.»14  پس‌  خداوند  خدا به‌ مار گفت‌: «چونكه‌ این‌ كار كردی‌، از جمیع‌ بهایم‌ و از همه‌ حیوانات‌ صحرا ملعون‌تر هستی‌! بر شكمت‌ راه‌ خواهی‌ رفت‌ و تمام‌ ایام‌ عمرت‌ خاك‌ خواهی‌ خورد.  15 و عداوت‌ در میان‌ تو و زن‌، و در میان‌ ذُرّیَت‌ تو و ذریت‌ وی‌ می‌گذارم‌؛ او سر تو را خواهد كوبید و تو پاشنه‌ وی‌ را خواهی‌ كوبید.»  16  و به‌ زن‌ گفت‌: «اَلَم‌ و حمل‌ تو را بسیار افزون‌ گردانم‌؛ با الم‌ فرزندان‌ خواهی‌ زایید و اشتیاق‌ تو به‌ شوهرت‌ خواهـد بود و او بر تو حكمرانی‌ خواهد كرد.» 17 و به‌ آدم‌ گفت‌: «چونكه‌ سخن‌ زوجه‌ات‌ را شنیـدی‌ و از آن‌ درخت‌ خـوردی‌ كه‌ امـر فرمـوده‌، گفتم‌ از آن‌ نخـوری‌، پـس‌ بسبب‌ تـو زمیـن‌ ملعون‌ شـد، و تمام‌ ایام‌ عمـرت‌ از آن‌ با رنـج‌ خواهی‌ خورد.  18  خار و خس‌ نیز برایت‌ خواهد رویانید و سبزه‌های‌ صحرا را خواهی‌ خورد،  19  و به‌ عرق‌ پیشانی‌ات‌ نان‌ خواهی‌ خورد تا حینی‌ كه‌ به‌ خاك‌ راجع‌ گردی‌، كه‌ از آن‌ گرفته‌ شدی‌ زیرا كه‌ تو خاك‌ هستی‌ و به‌ خاك‌ خواهی‌ برگشت‌.»20  و آدم‌ زن‌ خود را حوا نام‌ نهاد، زیرا كه‌ او مادر جمیع‌ زندگان‌ است‌.  21  و  خداوند  خدا رختها برای‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ایشان‌ را پوشانید.  22  و  خداوند  خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ یكی‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نیك‌ و بد گردیده‌. اینك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حیات‌ نیز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.»  23  پس‌  خداوند  خدا، او را از باغ‌ عدن‌ بیرون‌ كرد تا كار زمینی‌ را كه‌ از آن‌ گرفته‌ شده‌ بود، بكند.  24  پس‌ آدم‌ را بیرون‌ كرد و به‌ طرف‌ شرقی‌ باغ‌ عدن‌، كروبیان‌ را مسكن‌ داد و شمشیر آتشباری‌ را كه‌ به‌ هر سو گردش‌ می‌كرد تا طریق‌ درخت‌ حیات‌ را محافظت‌ كند.

این داستان آفرینش از زبان کتاب پیدایش ( اولین کتاب از مجموعه کتاب مقدس ) بود.توضیح اینکه کتاب مقدس شامل سی و نه کتاب است ،که پنج کتاب اول ، تورات نامیده میشود.در این مطالب نکات بسیار مهمی است که به آنها خواهیم پرداخت:
1:انسان در زمین آفریده شد.
2:نام آفریدگار در اینجا خداوند خدا است.بعدأ خواهیم دید که در مقابل خداوند انسان قرار میگیرد.این مطلب خیلی مهم است و یکی از اسرار و کلید یکی از معمای آفرینش میباشد.
3:خداوند ظاهر مادی ( نیز) دارد.که در باغ گردش میکند و آدم میتواند در مقابل او پنهان شود.باب 2 آیه 8 تا 11
۴:خدا دروغ گفته است (شاید مصلحتی!)زیرا فرمود اگر بخوری خواهی مرد. باب 1 آیه 17
۵:خدا عالم مطلق نیست.نمیدانسته مار چه میکند ، آدم کجا پنهان شده ، چه کار کرده و ... .اگر خدا قادر مطلق باشد نیز باز به مشکل میخوریم.خدا برنامه ریزی کرد ،خودش خواست که آنها انجام دهند سپس خودش نیز آنها را تنبیه کرد.اگر بر اساس نظریه علما قبول کنیم که این اتفاق جزء برنامه خدا بوده ، پس این کارها برای چه بود؟البته این را نیز به موقع رد خواهیم کرد.زیرا حتی خشم او به مار هم قابل درک نیست.
۶:به جز درخت نیک و بد، درخت حیات هم بوده.که البته خدا هم نمیتوانسته بدون بیرون کردن آدم از آن نگهداری کند.بر فرض که اینکه آدم به آن دست پیدا میکرد.مگر چه اتفاقی می افتاد؟اصلا خدا برای چه آنها را آفرید؟
۷:به این جمله توجه کنید:خداوند  خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ یكی‌ از ما شده‌ است‌...» و همچنین این جمله«خداوند  خدا رختها برای‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ایشان‌ را پوشانید».
۸:شمشیر آتشبار کلمه بسیار مهمی است.اگر کسی متن کامل کتاب ارابه خدایان نوشته اریک وان دانیکن را خوانده باشد منظورم را متوجه میشود.
البته مطالب بسیار زیاد است و بحث در مورد آن سالیان زیادی میطلبد.ما به نکات مورد بحث خود میپردازیم.
این مطالب تقریبا در دو دین دیگر ابراهیمی تکرار شده است.البته با حذفیات و اضافات.

در دیگر ادیان نیز داستان آفرینش به شکلهای دیگر نیز وجود دارد. در کتاب بندهشن (Bonde Heshn) کتاب مقدس زرتشتیان  آمده است که هرمزد ، "کیومرث" را از سوی چپ و "گاو" را از سوی راست، در روی زمین آفرید.
ششم، کیومرث را آفرید، روشن چون خورشید. او (=هرمزد) کیومرث را با گاو از زمین آفرید.کیومرث بر سوی چپ و گاو بر سوی راست آفریده شدند. او از روشنی آسمان، نطفه ی مردمان را فرازآورد. او از روشنی آسمان، نطفه ی گاوان را فراز آورد. زیرا این دو نطفه را که "آتش- تخمه" اند، نه  "اب-تخمه" در تن گاو و کیومرث بداد تا افزایش یافتن مردمان و گوسفندان از آن باشد. (بندهشن، 41 )
اهرمن را پسری بود به نام "خزوره" (با فتح خ) و این پسر به فکر کشتن کیومرث شد و کیومرث او را کشت. ... ( اهریمن برای انتقام به جنگ کیومرث میرود.اهریمن پیروز میشود) نخست، اهریمن کیومرث را به زمین زد... و بر روئ او افتاد.سپس از کیومرث پرسید: "از کجای تو آغاز کنم؟"کیومرث گفت: "از پای من آغاز کن، تا آن که، مدتی کم، به حسن و خوبی دنیا نظر نمایم ".چه می دانست که اهرمن گفتار او را به طور واژگون به کار خواهد بست .و این بود که اهرمن شروع کرد و کیومرث را، از سر، مشغول خوردن شد. تا آن که به جایگاه تخمدان و ظروف منی در پشت او رسید. هنگامی که به این جا رسید، دو قطره منی از پشت کیو مرث به زمین ریخت و ریواس از آن رویید و مشی و مشانه، که بمنزله ی آدم و حوا هستند، از میان این دو بوته ی ریواس متولد شدند. کتاب آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی.
البته داستانهای بسیاری وجود دارد که بسیار جالب است و توصیه میکنم حتما آنها را بخوانید.البته بعضی به راحتی در دسترس نیستند.البته از انحرافات نیز نباید گذشت.( به یاد داشته باشید که در انجیل برنابا بیش از سی بار جمله لا اله الا الله ،محمد رسول الله تکرار شده و عیسی بیش از رسالت خود به رسالت محمد شهادت میدهد تا جایی که محمد را مسیح میداند)انجیل برنابا انجیلی است که مسلمانان اکثرأ به آن استناد میکنند.ولی مسیحی ها آن را تحریف شده از طرف مسلمانان میدانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 22:42  توسط نیروانا |