تبليغاتX
نیروانا - تحریف و تغییر قرآن
اگر اعتقادات برای شما تغییر ناپذیر باشد ،یک بی اعتقاد هستید.
سلام.طولانی شدن این پست به این خاطر بود که منتظر جواب یکی از دوستانم بودم.قبل از این که مطلب را شروع کنم باید مطلب کوتاهی را برای دوست خوبم آقای محمد جواد بنویسم.دوست عزیز این طرز تفکر که هر کسی بر خلاف اعتقادات ما حرف زد یا با ما مخالفت کرد به این معنی است که به ما توهین کرده است ، اشتباه میباشد.درست است که حرفهای من خوشایند شما نیست ولی قصد من توهین نیست هر کجا حرفم اشتباه بود بفرمایید تا دلیلم را بگویم.یقینا بعد از بحث (به شیوه درست)یکی قانع میشود.در ضمن من برای بدست آوردن جوابهایم این سوالها را نمیپرسم.بلکه خودم به دنبال جواب میگردم(نه اینکه منتظر باشم کسی پیدا شود و جواب من را بدهد.نمیخواهم سرتان را درد بیاورم ولی اگر مطالبم را دنبال کنید خواهد دید که نه حرف بیهوده میزنم و نه آنقدرهاهم بی اطلاع هستم .شما هم به تحریف ناپذیری قرآن اعتقاد دارید ،این مطلب را بخوانید و نظر خود را بگویید.مطمئن باشید به هیچ عنوان قصد مبارزه ندارم و اعتقاد دارم که دو نفر مخالف میتوانند دوستان بهتری برای هم باشند.

مسلمانان معمولا کتب مسیحیان و یهودیان را محکوم به تحریف شدن می‌کنند،اسلامگرایان معمولا ادعا می‌کنند که  آنچه این کتاب را از سایر کتابها جدا می‌کند این است که قرآن هرگز تغییر نکرده است، حتی یک نقطه از قرآن در 1400 سال گذشته تغییر نکرده است .البته این نکته زیاد عجیب نیست ، زیرا قرآن های اولیه به خط کوفی و فاقد نقطه بوده اند.یعنی حروف ب،ی،ن،ت،ث همه به یک شکل نوشته میشدند.لازم به ذکر نیست که حروف دیگری همچون [ص ض، ط ظ، ز ر، ذ د، س ش ،ع غ ،ف ق] نیز در نگارش بدون نقطه عربی کاملا مانند هم نوشته میشدند.و این نیز جالب است که بدانید بر خلاف ادعای مسلمانان اولین بار عثمانی ها به قرآن نقطه را اضافه کردند ،نه علی بن ابیطالب.قرآنی که منسوب به امام حسن است و در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود هیچ نقطه و حرکتی ندارد.
ن.ج. داود مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن مینویسد:

با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائتهای مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمده است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت میباشند.
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، در ابتدا قرآن توسط اشخاصی که "قاری" قرآن حساب میشوند نوشته شده است و با نام  این افراد به یادگار مانده است. قرائتهای مشهوری از قرآن در قرنهای اولیه اسلام وجود داشت. این قرائتهای مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن میدانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائتهایی از قرآن را روایت کرده اند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته است و قرآن را نمیتوان خواند مگر اینکه به یکی از راوی ها و قاری ها اعتماد کرد.
قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند میمردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن 4 ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار 7 قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند.این کار در سال 322 هجری قمری توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت.
در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده میشد در سال 322 هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن ها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائت های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ ما در غزلی که انتصاب آن بدو مورد تردید است، مدعی از برداشتن همه آنها است(قرآن زبر بخوانم در چهارده قرائت)). جالب اینجا است که گروهی چهارده قرائت را چهارده بطن قرآن میدانند که البته توضیح این مطلب ما را از اصل موضوع دور میکند.متن قرائتی برگزیده جامع (دانشگاه) الازهر مصر، که چاپ  رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال 127 هجری در کوفه درگذشته است.
معرفی کردن چهارده قاری و بیست وهشت راوی آنها ،خود در حد یک کتاب است که من برای آشنایی فقط اسامی آنها را میاورم.
 قاری                    راوی اول      راوی دوم
1 نافع                   ورش           قالون
2 ابن کثیر              البیزی          قنبل
3ابو عمرو الاعلی     الدوری          السوسی
4 ابن عامر             هشام         ابن ذكوان
5 حمزه                 خلف           خالد
6 الکسائی            الدوری         ابی حارث
7 ابوبکر عاصم         حفص          ابن وردان

قرآن های سه گانه

8 ابوجعفر              ابن وردان      ابن جماز
9 یعقوب الهاشمی   رویس          روح
10 خلیف البزار        المروزی        ادریس الحداد

قرآن های چهار گانه

11 ابن محسن       ابن شنبوز               البیزی
12 الیزیدی             احد بن فرح            سلیمان بن الحکم
13 الحسن البصری   ابو نعیم البلخی        الدوری
14 الاعمش           امتودی                  الشنبیزی الشتاوی


قرائتهای بیشتری از این قرائتها نیز وجود دارد، اما این قرائتها رسمی ترین آنها حساب میشوند، اطلاعات مربوط به ناحیه استفاده شدن این قرآنها از ابو عمار یاسر قاضی نقل شده است.به طور مثال:
قرائت نافع با روایت  ورش در الجزایر، مراکش، قسمتهایی از تونس، غرب آفریقا و سودان مورد استفاده است.یا قرائت نافع با روایت  قالون در لیبی، تونس و قسمتهایی از قطر و یا روایات هشام و ابن ذکوان که در قسمتهایی از یمن استفاده میشود.
از بین این نسخه ها اکثر آنها امروز چاپ و استفاده میشوند،و آنها یی که چاپ نمیشوند هم موجود است.
گفتنی است بسیاری از اشخاص از این طبقه بندی اطلاع ندارند و چون برای اولین بار با آن روبرو میشوند در صحت آن شک می‌کنند، این افراد کافی است شناسنامه قرآنی که خود استفاده می‌کنند نگاه کنند تا متوجه شوند که چه قرائت و چه روایتی است.در اینجا باید به یکی از قاریان اشاره ای داشته باشم:
ابوبکر عاصم، از کوفه - عاصم بن ابي النجود كوفي از مردم كوفه است‌، عاصم از قرّأ هفتگانه و شيعي است و قرآن را از ابي عبدالرحمن عبدالله بن‌ حبيب سلمي شيعي ـ كه از ياران اميرالمؤمنين علي (ع‌) بود... قرائت كرد. عاصم با يك واسطه راوي قرائت اميرالمؤمنين (ع‌) است‌. به همين جهت گفته‌اند فصيح‌ترين قراآت‌، قرائت عاصم مي‌باشد، زيرا وي قرائت اصيل آورده است‌. خوانساري در كتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم مي‌نويسد: "وي پارساترين و پرهيزگارترين قرّأ، و رأي او درست‌ترين آرأ در قرائت به شمار مي‌رود". اکثر قریب به اتفاق دانشمندان شيعی‌، قرائت عاصم را فصيح‌ترين قراآت دانسته‌اند. روايان وی عبارتند از: حفص و ابوبكر عياش‌.
این قرائت در ایران و اکثر کشورهای اسلامی استفاده میشود.
اختلاف بین قرائت های موجود به حدی است که اگر فقط قرآن هایی را که چاپ میشوند کنار هم بگذاریم شباهتهایشان حتی از یک سوم  هم کمتر میباشد.
این پست خیلی طولانی شد .ولی قبول کنید که خلاصه تر از این نمیتوانست باشد. با اینکه مطالب بسیار کوتاه شده و خلاصه میباشد ولی به همین حد اکتفا میکنم و فقط در انتها دو مثال از این اختلافات را میاورم:


سوره مريم 19 آیه 25

قرائت حفص

{وهزي إليك بجزع النخلة تُساقط عليك رطباً جنيا}

قرائت حمزة، الأعمش

{وهزي إليك بجزع النخلة تَسَاقط عليك رطباً جنيا}

قرائت عاصم، الكسائي

{وهزي إليك بجزع النخلة يسّاقط عليك رطباً جنيا}

قرائت أبو ناهيك

{وهزي إليك بجزع النخلة تسقط عليك رطباً جنيا}

كتاب الأعراب للنحاس

{وهزي إليك بجزع النخلة نٌساقِط عليك رطباً جنيا}

قرائت مسروق

{وهزي إليك بجزع النخلة يُساقِط عليك رطباً جنيا}

قرائت أبو حي

{وهزي إليك بجزع النخلة تتساقط عليك رطباً جنيا}

قرائت أبو الأسمال

{وهزي إليك بجزع النخلة يُسقط عليك رطباً جنيا}

 

 سوره مريم 19 آیه 26

قرائت حفص

{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صوماً فلن أكلم اليوم أنسياً}

قرائت زيد بن علي

{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صياماً فلن أكلم اليوم أنسياً}

قرائت عبد الله بن مسعود

{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صمتاً فلن أكلم اليوم أنسياً}

قرائت أبي بن كعب، أنس بن مالك

{فكلي وأشربي وقري عينا فما ترين من البشر أحد فقولي أني نذرت للرحمن صوماً صمتاً فلن أكلم اليوم أنسياً}


آیا باز هم میتوان گفت حتی یک نقطه از قرآن تغییر نکرده.البته تحریف و تغییری را که در ابتدا انجام شد را نادیده میگیریم(جمع آوری قرآن توسط عثمان  و سوزاندن قرآن پیامبر توسط ابوبکر.) تا جایی که ما حتی ترتیب سوره ها را نمیدانیم.علی ابن ابی طالب کتابی داشت به اسم دستور که ترتیب نزول سوره ها و شان نزول آیات را نوشته بود که آنهم در دست نیست.
منتظر نظرات شما هستم.

پست بعدی را نیز با پاسخ به یک سوال تقدیم میکنم.
چه کسی میداند قضیه غرانیق چیست؟

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 20:18  توسط نیروانا |